29/6/83 يكشنبه
آمديم و گپ زديم و گذرانديم و رفتيم.
قسمت كه رسيديم عكسهاي شهيد مهدي آقاياري را بر در و ديوار ديديم پرسيديم چيشده؟ مشخص شد اين بنده خدا از نيروهاي گروه هوابرد بوده و در راه بازگشت از مانور عاشوراي 5 ـ هفته قبل ـ بين راه ميخواهند سبقت بگيرند كه به يك اتوبوس ميزنند راننده چند جاي بدنش زخمي ميشود و در بيمارستان بود اما آقاياري كشته ميشود.
صمد ميگفت قبل از ظهر ياري زنگ زده كه اگر نشريه آماده شده بياوريد بخوانم. صمد كفري شده و پيش من ـ نه او ـ چند تا بد و بيراه نثارش كرد كه عجب رويي دارد انگار يادش رفته كل هفته پيش بخاطر نبودن آقايان در قفل بود تازه چهارشنبه پيدايشان كرديم حالا يك دفعه زنگ ميزند كه اگر نشريه آماده است بياوريد بخوانم.
و اما حاج آقا طائي بين دو نماز اشارهاي به شانزدهمين مجمع سراسري فرماندهان سپاه ـ كه ديروز در زنجان برگزار شده بود ـ كرد و گفت: من از محتواي صحبتهاي آقا اينطور فهميدم كه آقا گله داشتند. آقا خطاب به فرماندهان سپاه گفتند بيانگيزگي در سپاه محسوس است ببينيد علت چيست؟ و شما بايد فكري براي اين مشكل بكنيد. يكي از جاهايي كه دشمن هدف گرفته است سپاه است و ميخواهد ارزشهايي كه نقطه قوت شماست يعني اخلاص، پارسايي، تعبد و بياعتنايي به ذخائر دنيوي را از شما بگيرد مواظب باشيد.
و چند جمله از صحبتهاي رهبر انقلاب را عيناً از روي كاغذ خواند:
«نگذاريد مجموعه سپاه از آن روحيات انقلابي و ديني كه مشخصه اصلي سپاه، اينها بوده، نگذاريد از اين مشخصهها دور شود اين به نظر من مهمترين كاري است كه بر عهده مسئولين سپاه است. وارد كردن مجموعه سپاه و بخشهاي گوناگون سپاه در كشمكشهاي اقتصادي و در كش و قوس فعاليتهايي كه بعضي براي آن سر و دست ميشكنند اما حقيقتاً ارزشي ندارند، اين در واقع لطمه زدن به سپاه است.
مراقب باشيد سپاه را حفظ كنيد. در درون سازمان سپاه تجملگرايي كاملاً نامطلوب است در درون زندگي شخصي، سود طلبي، در درون زندگي شخصي فرماندهان يعني شماها، سود طلبي و نفع طلبي و تفكر سوداگرايانه كاملاً نامطلوب است مراقب باشيد دچار نشويد آلوده نشويد.
ممكن است براي بعضي گوشها اين حرفها يك قدري سنگين هم بيايد، اين واقعاً تحقير است براي يك انسان مسلمان و مجاهد و مخلص، همه اهل دنيا در طول تاريخ اين كار را كردند. همه هم بهره ناچيزي از دنيا بردند و بعد هم گذاشتند و رفتند. ولي يك انساني كه داراي ايده عالي است و آرزوهاي بزرگ و الهي و اسلامي است، مفتخر به مجاهدت در راه خداست، مفتخر به اين است كه در راه مهمترين انقلاب دوران با پرچم اسلام حضور داشته و دارد براي چنين كسي ننگ است كه حال بعد از گذشت سالهايي، به دنبال همان كوره راهي راه بيفتد كه دنيا طلبان عالم و شكمبارگان عالم و هوس پيشگان عالم آن راه را قبلاً و سالها پيش رفتهاند. ننگ است.
اگر بگوييم تجمل طلبي، خيليها هستند خواهند گفت كه نه ما دنبال تجمل طلبي نيستيم. يعني معتقد نيستند. اگر با چشم دقيق نگاه شود به زندگي آنها آنوقت نشانهها و نمونهها از وجود چنين اشتباهي و چنين نقطه ضعفي ميشود در وجود آنها پيدا كرد. خود انسان گاهي ملتفت نيست. در لغزيدن آن لغزشگاههايي كه خيليها در آن لغزيدند.
سپاه را بايستي حفظ كنيد و سپاه را بايد با همان قدرت معني خودش نگهداريد و اين معنوي حاصل نميشود مگر با حفظ آن روحياتي كه سپاه براساس آنها بوجود آمد.»
از حسينيه كه در آمديم تا دم در با صداقتي ـ افسر مهندسي ـ با هم آمديم بين راه تعريف ميكرد: صبح نهاوندي آمده و به همه بچهها ـ رسمي و وظيفه ـ گفته آماده بشويد برويم اسبابكشي.
ميخواست بچهها را ببرد اسبابكشي خانهاش، بچهها منّ و مني كردند و دو سه نفر هم خودشان را گم و گور كردند خلاصه نرفتيم. از بيرون زنگ زد كه هيچكس نرود تا من بيايم هر كس برود فردا يك هفته ممنوعالخروج است، حتي اگر آمدنم تا ده شب طول بكشد بايد بمانيد.
من كه آمدم اما بقيه بچهها ماندند.
همين جا بگويم كه بعداً از حسين مويدي پرسيدم گفت: ما شب هم مانديم اما آقاي نهاوندي نيامد.
صداقتي همينطور ميگفت: آقاي نهاوندي خانه سازماني و كارهايش را جزء كار سپاه محسوب ميكند و گاهي بچهها را ميبرد برايش كار كنند. چند روز پيش دستشويي خانهاش گير كرده بود مرا برد نگاه كنم ببينم مشكلش چيست؟
نهاوندي خانه جديدش را در پونك دارد تعمير ميكند. دوشنبه قبل كه تعطيل بود ظهر با ماشين آمده دانشكده و نهار سربازهاي تاسيسات را براي كارگرهايش برده است، نهار بچهها را ميدهد به آنها. بچههاي تاسيسات ميگفتند.