28/7/83 سهشنبه
ديروز نيامدم.
سر صبح اولين چيزي كه از بچهها شنيدم اين بود كه مثل ماهرمضان پارسال كلاس قرآن گذاشتهاند ساعت 5/7 تا 5/8، اما امسال چون تعداد افسرها كم بوده با سربازهاي ديپلم قاطي كرده و يك كلاس تشكيل دادهاند آن هم در حسينيه سربازها. فقط آرزوي صبر برايشان كرديم كار ديگري از دستمان نميآمد.
حدود ساعت 9 خبر رسيد كه سردار امروز را روز نظافت اعلام كرده و دستور داده همه كارها تعطيل و همه بايد به نظافت بپردازند. حتي گفتند سردار ميآيد بازديد ميكند.
خلاصه همه قسمتها تعطيل بود و ما ـ افسر و سرباز ـ هم آشغالهاي محوطه را جمع ميكرديم. حتي شنيدم سردار جارو دست گرفته و اتاقش را نظافت كرده و دستشوييهاي فرماندهي را هم شسته است. اين برنامه تا ساعت 11 ادامه داشت. طبق برنامه سپاه سهشنبه هر هفته «روز نگهداري» بود و همه بايد به نظافت ميپرداختند اما جدي گرفته نميشود اين هفته ظاهراً سردار مساله را جدي گرفته بود.
ما 5ـ 6 نفر با هم ترخيص ميشديم از امروز هم دنبال تسويه بوديم اولين قدمش گرفتن يك گزارش كار از قسمت بود كه بايد مسئول قسمت امضاء ميكرد اما جناب سرهنگ سلماني رفته بود نزسا و كار افتاد به فردا.
كاري نداشتم سري به نشريه زدم. بچهها شماره قبلي را چاپ كرده بودند و در ضمن براي شماره بعدي هم جلسهاي گذاشتيم و مطالب آماده قرائت شد. اين آخرين شمارهاي بود که من با بچهها همكاري مي كردم.
اين هم برخي از مطالب نشريه:
***
در ادامه مصاحبه با مسئولين در مورد مسائل سربازان در اين شماره خدمت جناب آقاي فدايي مسئول امور فرهنگي سربازان رسيدهايم و از ايشان در مورد برنامهها و طرحهاي فرهنگي براي سربازان و مشكلاتي كه بر سر اجراي اين طرحها وجود دارد پرسيدهايم كه در پي ميآيد.
* نه بودجه داريم نه برنامه!
لطفا ابتدا کلياتي در مورد وضعيت فرهنگي سربازان بيان كنيد. چون ما تقريبا هيچ اطلاعي در اين مورد نداريم؟
دو سال و نيم است كه واحد فرهنگي سربازان راه افتاده است. متاسفانه به دليل اينكه بودجه مشخصي براي امور فرهنگي سربازان پيشبيني نشده است برنامه منسجم و از پيش تعيين شدهاي در اين زمينه وجود ندارد و برنامهها عمدتاً بصورت فصلي و مقطعي هستند. بخش فرهنگي سربازان معمولان زير نظر واحد فرهنگي آن مجموعه است و از اعتبارات فرهنگي آنجا استفاده ميكند. اما چون ما زير نظر يگان هستيم و از طرفي هم بودجه خاصي پيشبيني نشده است، مشكلاتي پيش ميآيد و كارمان زياد نمود پيدا نميكند.
بودجه را كجا بايد بدهد واحد فرهنگي يا مالي؟
در اكثر جاها اينگونه است كه بخش فرهنگي سربازان زير نظر واحد فرهنگي مجموعه قرار دارد و بخش فرهنگي بايد اعتبارات آن را تامين كند. اما در اين دانشكده در زمان فرمانده قبلي، نظرشان بر اين بود كه امور فرهنگي سربازان در يگان مستقر شود و برنامهها بصورت فصلي اعمال شوند و بودجه مقطعي در نظر گرفته شود.
اين امكان وجود ندارد كه امور فرهنگي سربازان دوباره زير نظر فرهنگي باشد؟
مهم نيست كه ما زير نظر يگان باشيم يا فرهنگي. زير نظر يگان بودن اتفاقا از اين نظر كه با سربازان ارتباط بيشتري ميتوانيم برقرار كنيم بهتر است. چيزي كه مهم است در نظر گرفتن بودجه خاص و امكانات ثابتي براي امور فرهنگي سربازان ميباشد.
بالاخره يك بخشي از بودجهاي كه در اختيار واحد فرهنگي دانشكده قرار ميگيرد مربوط به سربازان است آيا شما پيگيري نكردهايد كه اين بودجه آيا وجود دارد يانه؟ و اگر وجود دارد چرا در اختيار امور فرهنگي سربازان قرار نميگيرد؟
من پيگيري كردهام، نامه زدهام، به خود فرمانده يگان نيز بارها منتقل كردهام، در جلسات كميسيون فرهنگي نيز وقتي از من نظر خواستند گفتم كه اين بحث بعنوان يك مشكل ريشهاي بايد حل شود. من نظر خودم را دادهام، اما چرا به نتيجهاي نرسيده من نميدانم حتما زمينهاش فراهم نبوده است.
واقعا همانطور كه گفتند هيچ بودجهاي براي امور فرهنگي سربازان در نظر گرفته نشده است. بعنوان مثال، براي تعطيلات عيد كه سربازان در دانشكده حضور داشتند، فقط پنجاههزار تومان براي كل سربازان در نظر گرفته شده بود؟
بله ما براي تعطيلات تنها توانستيم مبلغ ناچيزي ـ در حدود پنجاههزار تومان ـ از بودجهاي كه در قالب طرح بصيرت در اختيار فرهنگي دانشكده بود بگيريم. با همفكري فرمانده يگان قرارگاه قرار شد اين پول را صرف چاپ پيامهاي تبريك سال نو و بخشي از آن نيز صرف خريد كيك و سانديس براي توزيع در بين سربازان شد. غير از اين كار ديگري نميشد انجام داد. پيشنهاد من اينست كه براي امور فرهنگي سربازان كميسيون ويژهاي متشكل از فرماندهي، حوزه، و واحدهاي مرتبطي مانند عقيدتي، سياسي، حفاظت اطلاعات، تربيت بدني، آماد و پشتيباني و … تشكيل شود كه بصورت تخصصي اين مساله را بررسي كنند و برنامهريزي كنند. اين كميسيون هر سه ماه يكبار ميتواند تشكيل شود و در اين كميسيون بايد امكانات و شرايط انجام امور فرهنگي مورد بحث قرار گيرد.
اين مساله را شما به فرمانده جديد منتقل كردهايد؟
طبق سلسله مراتب بنده به فرمانده يگان منتقل كردهام و ايشان نيز قرار بوده به فرماندهي منتقل كند كه احتمالا در جلسه كميسيون فرهنگي نيز مطرح شده اما من از تصميماتي كه گرفته شده اطلاع ندارم.
طبق تحقيقي كه من انجام دادهام، متوجه شدم از طرف نيرويزميني بودجهاي بصورت سالانه در اختيار مراكز نظامي نيرويزميني قرار ميگيرد كه اين بودجه مختص سربازان است. آيا چنين بودجهاي وجود دارد يا نه؟
من دقيقا خبر ندارم كه آيا بودجهاي مختص سربازان وجود دارد يا نه و اينرا بخش فرهنگي و طرح و برنامه بهتر ميدانند. منتهي اين يك بحث منطقي است كه وقتي قرار است براي مجموعهاي برنامهريزي فرهنگي بشود طبيعتا بايد منابع و امكانات و بحث مالي نيز در نظر گرفته شود. سربازان قسمت عمده جمعيت دانشكده را تشكيل ميدهند. سردار فرماندهي محترم هم عنايت ويژهاي به بحث فرهنگي سربازان دارند.
نظرتان در مورد ابلاغيههايي نظير طرح فنيوحرفهاي، طرح اوقات فراغت سربازان، و طرحهايي فرهنگي كه اجرا نميشوند چيست؟
بصورت فصلي برخي ابلاغيهها به ما ميرسد كه سردار فرماندهي محترم دستور ميدهند كه اجرا شود. مثلا طرح پياده روي سربازان به سمت حرم امام يك طرح فرهنگي بود كه از معاونت نيروي انساني به ما ابلاغ شد و ما آنرا پياده كرديم. يا جشن پايان دوره سربازان كه از نيروي انساني به ما ابلاغ شد و ما آنرا اجرا كرديم. اما بعضي ابلاغيهها مثل طرح فنيوحرفهاي امكان اجرا در دانشكده را ندارند. چون اين طرحها فضاي لازم ميخواهد و هزينه بر است. از طرف ديگر حجم كاري كه براي سربازها پيشبيني شده با تعداد سربازها همخواني ندارد و اين عملا باعث ميشود سرباز فراغت كافي نداشته باشد. بندگان خدا خسته و كوفته از سر قسمتهاي خود بر ميگردند و نهايت خواستهاي كه از ما دارند اينست كه با آنها كاري نداشته باشيم تا بتوانند استراحت كنند.
براساس صحبتي كه با آقاي احمديان داشتم ايشان گفتند كه شما خودتان طرحي را تحت عنوان طرح جامع فرهنگي سربازان ارائه دادهايد. لطفا در مورد اين طرح صحبت كنيد؟
اين طرح را ما در زمان سردار عباسيان ارائه داديم كه مورد موافقت ايشان قرار گرفت. در اين طرح براي سربازان از لحظه ورود تا لحظه خروج برنامهريزي صورت گرفته بود. در آن طرح من پيشنهاد داده بودم كه كميسيوني تخصصي تشكيل شود و هر سه ماه يكبار براي سربازان برنامهريزي صورت گيرد و هر ششماه يكبار عملكرد سربازان مورد ارزيابي قرار گيرد. كار خيلي وقتگير و در عين حال با ارزشي است اگر اجرا شود. اين طرح ميبايست تمامي سربازان را شامل ميشد حتي سربازي كه در آشپزخانه كار ميكرد و كمتر در مباحث فرهنگي دخالت داده ميشد نيز بايد در اين طرح گنجانده ميشد. در اين طرح براي هر سرباز پروندهاي تشكيل ميشد كه اين پرونده بايد پر ميشد.
اين طرح كجا متوقف شد؟
اين طرح همزمان شد با تغيير و تحولات فرماندهي، بايد بودجهاي براي طرح در نظر گرفته ميشد، براي سربازها پرونده تشكيل ميشد، و بايد از فرمانده جديد كسب اجازه ميشد. الان هم آقاي احمديان قرار است اين طرح را پيگيري كنند.
حرف آخر؟
سربازها قسمت عمده نفرات دانشكده را تشكيل ميدهند و قرار است بعد از اينكه خدمتشان تمام شد بروند در جامعه از سپاه تعريف كنند. حتي از اين جهت كه سربازها بعدا در تشكيلات نميمانند خيلي نياز هست كه به امور فرهنگي آنها بيشتر از دانشجويان پرداخته شود. اما متاسفانه اينطوري نيست، اگر امكانات ميآيد در درجه اول به دانشجويان تعلق ميگيرد و در اولويت بعدي سربازان قرار دارند. اگر ما تهاجم فرهنگي و شبيخون فرهنگي را قبول داريم، بايد چشمهايمان را باز كنيم و قبول كنيم كه واقعا تهاجم صورت گرفته است. وقتي آمريكا 200 ميليون دلار سرمايهگذاري ميكند، ما نميتوانيم مثلا با 50 هزار تومان براي 300 نفر برنامهريزي كنيم.
از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد از شما تشكر ميكنم.
***
* با جديت اقدام شود
طبق نظر سنجي انجام شده ـ بررسي عوامل آرامش روحي و جسمي سربازان وظيفه در دوران خدمت، پاييز 81 ـ درصد بسيار بالايي از سربازان ـ حدود 60 % ـ خواهان برگزاري فعاليتهاي فرهنگي، سياسي، علمي، ورزشي، و تفريحي هستند. براي انجام اين فعاليتها البته به يك برنامه و دستورالعمل اجرائي جامعي نياز است و بحث از برنامه و دستورالعمل هر چند لازم و ضروري است اما فعلا مورد نظر ما نيست. اگر به همان برنامههاي قبلي عمل كنيم بسياري از مشكلات و مسائل حل ميشود. بطور مثال نگاه مختصري به چند مورد از اين برنامهها مياندازيم. اين برنامهها طرحهاي خوبي است هر چند ميتواند خيلي بهتر و قويتر از اينها باشد به شرطي كه اجرا شود و گرنه برنامهاي كه روي كاغذ بماند هيچ تاثيري نخواهد داشت.
يكي از اين برنامهها «طرح بهينه كردن اوقات فراغت سربازان نيروهاي مسلح» ميباشد كه با اين جمله امام «من به همه مسئولين و دستاندركاران سفارش ميكنم به هر شكل ممكن وسائل ارتقاء اخلاقي، اعتقادي، علمي و هنري جوانان را فراهم سازيد و آنان را تا رسيدن به مرز بهترين ارزشها و نوآوريها همراهي كنيد.» آغاز شده و در تاريخ 26/3/80 به تمامي نيروها ابلاغ شده است. خلاصهاي از اين طرح به شرح زير است:
1ـ فعاليتهاي آموزشي:
الف: فرهنگي و هنري
قرآن و علوم قرآني ـ آموزش صحيح امر به معروف ـ آموزش عكاسي ـ آموزش فيلمبرداري ـ آموزش خطاطي ـ آموزش نمايش و سرود ـ برگزاري مسابقات فرهنگي و علمي ـ آموزش امداد رساني
ب: فعاليتهاي علمي حرفهاي
آموزش رايانه و ماشين نويسي ـ آموزش زبان عربي و انگليسي ـ آموزش كمك درسي براي ورود به دانشگاهها ـ آموزش برق، مكانيك، نقشهكشي و جوشكاري و … ـ آموزش سوادآموزي
2ـ فعاليتهاي تفريحي:
برگزاري اردوهاي يك روزه و چند روزه علمي، تفريحي، زيارتي، سياحتي، بازديد از مناطق جنگي، مراكز صنعتي، آثار باستاني، مكانهاي تفريحي و …
3ـ فعاليتهاي ورزشي:
در زمينههاي فوتبال، واليبال، شنا و …
يكي ديگر از اين طرحها «دستورالعمل اجرائي آموزش فنيوحرفهاي» ميباشد كه با امضاء رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح سر لشگر بسيجي دكتر سيدحسين فيروزآبادي و جانشين ايشان سرتيپ علي صيادشيرازي ـ خدايش رحمت كند ـ در تاريخ 28/5/77 «جهت اجرا» به تمامي نيروها ابلاغ شده است. اين طرح به پيشنهاد وزارت كار و امور اجتماعي مبني بر آموزش فنيوحرفهاي كاركنان وظيفه در ستاد كل ن. م. مورد بررسي قرار گرفته و در تاريخ 26/12/71 به استحضار مقام معظم رهبري رسيده است. ايشان ضمن موافقت با پيشنهادات، فرمودهاند: «اقدام شود. با اولويت اجراي طرح نسبت به يگانهاي رزمي و عملياتي و اجراي در حين خدمت، با جديت دنبال شود.»
اين طرح در چهار صفحه و شامل 34 بند براي آموزش دادن رشتههاي فنيوحرفهاي در دوران خدمت تنظيم شده است كه آوردن آنها در اين مقال مقدور نيست مشتاقان را به خود آن جزوه ارجاع ميدهيم.
آخرين نمونه «آييننامه اجرائي برنامههاي فرهنگي اوقات فراغت سربازان وظيفه سپاه» ميباشد اين طرح شامل برنامههاي فرهنگي زير ميباشد:
برگزاري مراسمات مذهبي ـ برنامههاي قرآني ـ تاسيس و تجهيز كتابخانه ـ توليد نشريه و خبرنامه ـ تئاتر و نمايش ـ سرود ـ مسابقات فرهنگي ـ بازديدها ـ برگزاري كلاسهاي پرسش و پاسخ.
اين طرح هم چنين شامل دو پيوست ميباشد يكي مربوط به فعاليتهاي ورزشي مختلف و ديگري مربوط به فعاليتها و اردوهاي تفريحي و علمي هم در دوران آموزش و هم در دوران پس از آموزش (حين خدمت) و هر دو براي بهينهكردن اوقات فراغت سربازان. پيوست مربوط به فعاليتهاي ورزشي كه روشن است و لازم به تكرار آن نيست و اما پيوست دوم را فقط جهت اطلاع و يادآوري خلاصه ميكنيم:
الف: فعاليتهاي تفريحي، تشويقي و … در دوران آموزش
1ـ برگزاري بازديد يك روزه علمي براي كاركنان وظيفه تا مقطع تحصيلي ديپلم در طول مدت آموزش
2ـ برگزاري بازديد يك روزه علمي براي كاركنان وظيفه فوق ديپلم و بالاتر متناسب با نوع رشته تحصيلي و تخصصي
3ـ برگزاري يك دوره اردوي تفريحي يك روزه تا دو روزه براي كاركنان وظيفه
4ـ برگزاري يك دوره اردوي تشويقي به صورت اردوي تفريحي و سياحتي زيارتي براي افراد خاص و فعال
ب: فعاليتهاي تفريحي، علمي، تشويقي و… پس پايان آموزش (حين خدمت)
1ـ برگزاري حداقل سه بازديد يك روزه علمي براي كاركنان وظيفه با تحصيلات ديپلم و بالاتر
2ـ برگزاري سه دوره حداقل يك روزه تفريحي و سياحتي براي كاركنان وظيفه در طول مدت خدمت
3ـ برگزاري اردوهاي تشويقي حداكثر يك تا دو روزه براي افراد فعال
4ـ برگزاري حداقل يك دوره يك تا سه روزه زيارتي در طول مدت خدمت براي كاركنان وظيفه
5ـ برگزاري سه دوره اردوي سياحتي يك تا سه روزه در طول مدت خدمت
حال سوال اساسي اين است كه پادگانها و مراكز نظامي تا چه حد توانستهاند در عملي کردن اين آييننامهها موفق باشند؟ طبيعتا اين آييننامهها براي اين تدوين و تصويب نشدهاند كه در بايگانيها و قفسههاي سازمانها به فراموشي سپرده شوند و طعمه موريانهها شوند. قطعا چنين آييننامههايي كه مورد تاييد مقامات اول مملكت و شخص مقام معظم رهبري واقع شدهاند كار كارشناسي و اساسي در مورد آنها انجام گرفته و بعد از بررسيهاي فراوان به تصويب رسيدهاند. حال چرا بعد از اين زحمات و تلاشها و اساسي در مورد آنها انجام گرفته و بعد از بررسيهاي فراوان به تصويب رسيدهاند. حال چرا بعد از اين زحمات و تلاشها در مرحله عمل به آنها عمل نميشود. اين عملي نشدن يا بدليل ضعف محاسبات كارشناسانه ميباشد و يا خداي ناكرده مجريان تمايل چنداني به اجراي آن ندارند. ما در اين مقاله بيش از آنكه بخواهيم به دلايل اين مساله بپردازيم سعي ميكنيم به فوايد اجراي اين آييننامهها اشاره كنيم. راستي ما از يك سرباز چه انتظاري داريم؟، قطعا انتظار نداريم كه جز اصحاب يمين به خدمت بيايد و در پايان خدمت كه ميرود جز مقربين باشد. به نظر ميرسد يكي از فوايد اصلي اينگونه دستورالعملها، بالا بردن بهرهوري در بين نيروهاي وظيفه باشد و يكي ديگر از كاركردهاي اصلي آن افزايش اعتماد و محبت در بين اعضا كادر و وظيفه و از بين بردن ناهنجاريها و انحرافات درون پادگانها و مراكز نظامي ميباشد. به همين خاطر به نظر ميرسد اجراي اين طرحها حتي براي يكبار لااقل اگر هيچ حسني نداشته باشد براي اثبات يا رد اين فرضيات موثر خواهد بود. (امتحانش هم مجاني است) مطمئن باشيم مهمترين عامل پيشگري جرائم و تخلفات اجراي همين برنامهها و آييننامهها است. اگر ما همين طرحهاي ابلاغ شده را عملي كنيم تخلفات در بين سربازان تا حدود زيادي كاهش خواهد يافت اين يك گزاره تجربي بوده و كاملا قابل آزمايش و مشاهده ميباشد. با تعيين اولويتها و توجه به يك يا چند طرح اين طرحها از لحاظ مالي و تعيين رديف بودجه هم نبايد مشکلي داشته باشند. بنابراين با يك برنامهريزي درست و اصولي ميتوان هم به اهداف رسيد و هم به لحاظ سازماني به هيچ مشكلي بر نخورد. و مگر نه اينكه سال گذشته سال نهضت خدمت رساني و امسال، سال پاسخگويي است؟
***
*راپورت خفيفه نويس
راپورت نويسي از جمله اموراتي است كه اصلا و اصولا در خون ماست، پيش نياز آنهم آدم فروشي است. كي و به چه قيمتي مهم نيست؟ دوست، دشمن، غريب، آشنا و اصولا هر کسي را كه بشود فروخت! دفعه پيش كه يكي از افسران وظيفه را فروختيم، ما را مورد لطف قرار دادند و يك بادمجان كاشتند در صورت ما «اين هوا!»
و اما بشنويد از راپورت اين شماره: طي ماه گذشته حدود 100 نفر از سربازان و افسران وظيفه ترخيص شدند و آمدند كارتشان را محكم كوبيدند به صورت ما و گفتند: «چقدر مونده؟ چيزي نيس تموم ميشه!» ما كه بغض كرده بوديم هيچي نگفتيم. تازه يگان بدجوري به دردسر كمبود نيرو خورده و خلاصه… و اما حركت جالب اينكه در جلسهاي از 10 نفر از آنها تقدير شد كه رسم خوبي بود ولي به شرطي كه مداوم، منظم و قانونمند باشد.
اي داد، اي بيداد، اي هوار… چرا؟ چرا ندارد! شنيديم كه تعطيلات عيد براي ما 14 روز مرخصي منظور شده است. بابا عيد كلا 15 روز بود كه ما 5 روزش را در پادگان بوديم. يكي به فرياد ما برسد…
باز هم داد! باز هم بيداد! چرا ندارد! حقوق معوقه متاهلين را پرداخت نميكنند. ما كه از روز اول اعلام كرديم متاهليم ميگويند تقصير خودتان است و ما دستور داريم پرداخت نكنيم. راست هم ميگويند من خودم دستورش را ديدهام. اما چرا؟ ده ماه معوقه متاهلي يك افسر ميشود 000/90 تومان (تازه به ريال بيشتر هم ميشود!) اين پول كجا ميرود؟ بابا تو را به خدا يكي پيگيري كند. ميگويند شما دير اعلام كردهايد كه متاهل هستيد پس مسئوليت آن با خودتان است! به خدا ما روزي كه دفترچهآماده به خدمت گرفتيم گفتيم متاهل هستيم!
در ماهي كه گذشت تعدادي از مسوولين و كاركنان دانشكده از زيارت خانه خدا بازگشتند. زيارت قبول! اما راپورتر ما اين دفعه ميگفت اين همه پارچه كه پر از جملات مبالغه آميز است ديگر چه صيغهاي دارد؟ يكي از افسران ميگفت دو تابستان كه من در دانشكده خدمت كردهام مسئول ما دوبار به زيارت بيت ا… الحرام نائل شده و بازگشت عارفانه! نموده است.
خبر داغ داغ! حمله زنبورهاي مهاجم معروف به «زنبورهاي گاوي» (بر وزن «ببرهاي تاميل») به كتابخانه بود. آنها در جعبه تقسيم برق لانه كرده و كاملا به منابع آبسرد كن اشراف داشتند و همه را زير بار آتش خود گرفته بودند. صحنههاي مبارزات تن به تن كه اغلب به فرار ميانجاميد، ديدني بود. اين زنبورهاي نامرد اصلا به درجه و جايگاه افراد نگاه نميكردند و همه را مورد حمله قرار ميدادند. بابا مثلا اينجا پادگان است! سلسله مراتب! احترامات! ما هم شاكي شديم و به كمك نيروهاي مخلص بهداري و با پشتيباني پيفپاف دست به پدافند زده و با تسخير مواضع آنها و تثبيت موقعيت نيروي خودي، نهايتا اقدام به گچ گرفتن لانه زنبورها كرديم. عمليات محير العقول گچ گرفتن را آقاي يزدانپناه به عهده داشت و آقاي فياض كتابخانه هم فرماندهي عمليات را!!!
اولين نگهبان يك چشم پادگان به شيوه دزدان دريايي از پادگان حراست ميكند. علي شريفي كه از چهار ماه پيش با يك چشم رؤيت شده در ليست نگهباني آمده است ولي فعلا بلامانع است. او نه معاف ميشود نه خدمت ميكند. نه كلا بلامانع است. و نه تكليف ما را مشخص ميكند.
باز هم داد و بيداد… از دست كيفيت، كميت و نوع غذاهاي پادگان. بيچاره بچههاي شهرستاني كه دائم در پادگان هستند و بايد سنگ به شكم ببندند. اين عدس پلو و سبزي پلو با تن ماهي و … در كتاب مستطاب آشپزي هيچ مملكتي نيامده است. يك نكته جالب توجه هم اينكه اين هفته شنبه ناهار خورشت قيمه بود و شام ماكاروني. آشپزخانه طرح داده بود براي لذيذ شدن ماكاروني به آن سيبزميني سرخ كرده اضافه كرده بودند. حالا چرا خودتان حساب كنيد. به خدا كه ما خورديم خيلي هم خوشمزه بود.
ما كه نقد ميكنيم بايد تشكر هم بكنيم، اين شماره از آقاي رضويزاده كه فيش حقوقي بچهها را ميدهد تشكر ميكنيم. اين سيد بزرگوار زحمت ميكشد و ما هم تشكر كرديم. گير ندهيد كه چرا اول از او قدرداني ميكنين؟ نوبت بقيه هم ميرسد. بابا تو ديگه كي هستي؟
اما كمي هم از اوضاع نشريه ميگوييم. عزيزي از مسئولان ميگفت «اين نشريه براي نيروهاي وظيفه خوب نيست، توقعآور است. انتظار ايجاد ميكند!» ما هيچي نگفتيم. امكانات كم داريم، تجربه كم داريم، زمان كم داريم، اما بجاي همه اينها بچه لوطي و با مرام زياد داريم!
يا حق!
هر چه ميخواهد دل تنگت بگو…
شهيدان زندهاند الله اكبر!
شهادت جانگداز برادر مهدي آقاياري را به تمامي پرسنل دانشكده تسليت عرض ميكنيم.
علي جان، تسليت.
ما هم رحلت پدر بزرگوار علي آقاي معيني را تسليت ميگوييم. (شادي روحش صلوات)
هي با توام ابوذر: رنج اگر هست نه از جاده كه از ماندنهاست.
بازگشت عارفانه جناب سرهنگ قدرتي را از مكه مكرمه تبريك ميگوييم.
اولي: چون ميگذرد غمي نيست.
دومي: نه خير از عمرت ميگذرد.
سومي: تو راست ميگي، تو هم راست ميگي.
ما پست ميدهيم پس سربازيم.
بچههاي حراست: آسوده بخوابيد كه ما بيداريم و شهر در امن و امان است.
بابا يكي هم ما رو تحويل بگيره… . به اصطلاح ما هم مردمانيم.
روحيه خاليه تغذيه عاليه!
شهريور ماه حدود صد نفر از بچهها ترخيص شدند و الان: چهار روز پست يك روز آزاد. و يا دو برجك، يك نگهبان.
امان از دست اين برجها كه نميگذارد وضع داغون برجكها را ببينند. ديدنش مجاني است.
بنويسيد زنبور. بگوييد خرمگس.
14=7-15 اين ممكنه؟ بله كه ممكنه! باور نداري معادله زير را بخوان.
15 روزتعطيلي عيد ـ 7 روز حضور سرباز در دانشكده =14 روز مرخصي استحقاقي!!!
نتيجهگيري اخلاقي: آقا كي گفته دو دو تا ميشه چهار تا.