تبليغاتX
دو سال خدمت ( خاطرات یک سرباز سپاه ) - فرهنگ سربازی : چون می گذرد غمی نیست.

29/7/83 چهارشنبه

امروز متوجه شدم در فاصله‌اي كه من مرخصي بودم آقاي ايلخاني ـ‌جانشين آموزش ـ عوض شده و بجايش آقاي موسويها جانشين آموزش شده است. پرس و جويي كردم آن پيش‌نويس جزوه «دانستني‌هاي دانشجو» كه من از ميان آن همه آيين استخراج و تهيه كرده بودم آن هم سرنوشتش به هيچ ختم شده است اصلاً معلوم نبود چه شده و کجاست. البته من ديگر زياد تعجب نكردم چون در اين مدت به اين جور چيزها عادت كرده بودم اما دلم سوخت كه حدود دو ماه علافش بودم و حتي دو سه بار پرخاش و صداي بلند سلماني را در تمام كردنش تحمل كرده بودم.

قرار بود اين جزوه تا مهر ماه آماده شده و به ورودي‌هاي جديد داده شود. من پيش‌نويس آن را قبل از مرخصي به آاقاي ايلخاني دادم تا در جلسه مطرح و اشكالاتش رفع شود و پس از بازبيني نهايي برود براي تايپ اما بعد از مرخصي او عوض شده بود و كسي هم ديگر حرفش را نزد. بگذريم.

همچنين شنيدم و ديدم که رسول فخيمي ـ قرار بود بخاطر غيبت زياد و جعل امضاء به دادسرا بفرستند ـ را به دادسرا نفرستاده ولي از مشاوره به واحد فرهنگي منتقلش کرده‌اند.

كاري در قسمت نداشتيم و من ديگر همه كارها را به يوسف و حسين سپرده بودم. سري به نشريه زدم و با صمد مطالب شماره بعدي را مرتب كرديم.

ساعت 10 هم با جناب سرهنگ حميد‌زاده مسئول مشاوره دانشكده مصاحبه كرديم. از طريق بچه‌ها پيغام فرستاه بود چرا نمي‌آييد با من مصاحبه كنيد ما هم رفتيم.

در اين مصاحبه دو چيز جالب توجه بود: 1ـ او هم مثل همه مشكل را مي‌دانست اما براي رفعش راه حلي نداشت و يا نمي‌توانست بكند. بحث به خودكشي سربازان كشيده شده مي‌گفت: بعد از انجام نظرسنجي پاييز 81 پيشنهاداتي به فرماندهي ارائه كرديم برخي كارهاي مقطعي ـ مثل درختكاري محوطه آسايشگاه سربازان و يا رنگ کردن نوشتن جملاتي روي ديوارها ـ هم براي تغيير فضا صورت گرفت اما مقطعي بود و بعد رها شد.

اينطور شد كه اگر قبلاً سربازها خودكشي مي‌كردند تيرماه 82 يك مورد خودكشي افسر داشتيم. البته چند مثال هم زد كه چند نفر در آستانه خودكشي بودنده‌اند اما با مشاوره حل شده بود.

2ـ خيلي دوست داشت مطرح شود. مثلاً خيلي برنحوه عكس گرفتن تاكيد داشت. مي‌گفت: عكسها حتماً با ژست و در حال صحبت باشد. اگر خوب نشده بود بياييد دوباره عكس بگيريد.

همچنين اصرار داشت يك لوح تقدير كه از همايش ارتش بخاطر مقاله‌اش درباره منزلت سرباز دريافت كرده بود در نشريه چاپ شود. حتي بعد از مصاحبه كه آمديم كتابخانه، لوح تقدير را از قاب درآورده و كپي گرفته بود و سربازش آورده بود كه: آقاي حميدزاده گفته اينو تو نشريه چاپ كنيد.

به صمد گفتم: من نيستم اما بر نداري اين را چاپ كني مگر نشريه جاي چاپ لوح تقدير است. مثل اينكه خيلي در پوستين خلق افتاديم. بگذريم.

از آقاي حميدزاده دو تا جزوه گرفتيم که با ارزش بود. يكي همان جزوه نظرسنجي پاييز 81 بود که قبلاً به مطالبش اشاره کردم.

و دومي تحقيقي بود با عنوان «جمع‌آوري ضرب‌المثلها، اشعار، يادداشتها و خاطرات سربازان در يك محيط نظامي». که دو نفر از دانشجويانش انجام داده بودند.

جزوه كم حجمي بود در حد سه يا چهار صفحه اما به لحاظ «فرهنگ سربازي» موارد خوبي داشت:

ـ سربازي و لال بازي

ـ چون مي‌گذرد غمي نيست.

ـ اشتباهي كه همه عمر پيشمانم از آن اعتمادي است كه بر نامردم دنيا كردم.

ـ به خيالم كه سربازي دو ساله نمي‌دونستم كه عمر يك جوانه

ـ آقا جان نانت كم بود آبت كم بود سربازي آمدنت چه بود.

ـ اين شتري است كه در خانه هر كس مي‌خوابد.

ـ نبود دو ماه ديگر.

ـ سربازي شخصيت آدم را لگدمال مي‌كند.

ـ تا كلاهت را بچرخاني خدمت تمام شده.

ـ گاومون زاييد آن هم دوقلو

ـ ديوار موش داره موش گوش داره (راجع به زير آب زنها)

ـ خر عيسي را گرش به مكه برند اگر باز آيد همان خر باشد (راجع به سربازاني كه هيچ وقت در دوران خدمت آدم نمي‌شوند)

ـ خدمت دو نيمه است:

نيمه اول در انتظار نيمه دوم نيمه دوم در حسرت نيمه اول

ـ غريبه غم مخور منم غريبم

ـ از آن روزي كه خوردم سيب‌زميني شدم سرباز نيروي زميني

ـ بميرد آنكه سربازي بنا كرد غريبي را نصيب جان ما كرد

ـ نويسم نامه‌اي بر برگ انگور شدم سرباز و گشتم از وطن دور

ـ همه جا از لباس نو خوششان مي‌آيد ولي سرباز لباس كهنه را به صد تا دست لباس نو ترجيح مي‌دهد.

ـ محبت را از درخت آموز كه حتي ســايه از سـر هيــزم شكــن بــرنمي‌دارد

ـ گيريم به طريقي خلقي را بفريبي از دست انتقام گر طبيعـت چــه مي‌كــني

ـ اي يــاران بي‌وفا از غـم بياموزيد غم با همه بيگانگي هر شب به ما سرمي‌زند

ـ تا تواني در جهان همراه اهل درد باشد يا مبر نامي زمردي يا حقيقت مـرد بــاش

ـ به دروازه پادگان رسيدم صداي طبل و شيپور را شنيدم

به خود گفتم كه اين طبل نظام است دگر شخصي گري بر من حرام است

ـ از آن روزي كه سربازي به پا شد ستم بر ما نشد بر مادران شد

ـ بسوزد آنكه سربازي به پا كرد همه مادران را چشم به راه كرد

ـ همين شعر با عبارت «دختران» (ستم بر ما نشد بر دختران شد)

ـ منم سرباز منم سرباز وظيفه جناب سروان نزن قلبم ضعيفه

جناب سروان نزن شايد بميرم تمام دختران ماتم بگيرند

ـ نه يك ماه و نه دو ماه و نه سه ماه، بيست و يك ماه

ـ نوشتم نامه‌اي بر بال ماهي كلاغ پر مي‌روم مادر كجايي

ـ من آن گلبرگ مغرورم كه مي‌ميرم زبي‌آبي

ولي با خفت و خواري پي شنبم نمي‌گردم

ـ هر چه مي‌كشيم از دست اين چس‌ماهاست. «چس ماه» ـ تعبير مودبانه‌اش اندك ماه بود ـ به سربازي گفته مي‌شد كه تازه آمده است و هنوز چند ماه بيشتر خدمت نكرده است. البته اينكه تا چند ماه خدمت اين عبارت به فرد اطلاق مي‌شد عرفي بود. در بين جمع دوستان آنهايي كه خدمتشان كمتر از همه بود اين عبارت بهشان گفته مي‌شد فرقي نمي‌كرد دو ماه خدمت باشد يا ده ماه.

ـ خدمت مثل گوشي تلفن است. 6 ماه اول سخت است 8 ماه وسط راحت، و 6 ماه آخر هم دوباره سخت مي‌گذرد.

ـ فلاني توي پيچ است يعني طرف پيچانده و دودر كرده است.

ـ ما كه مي‌رويم نگران ك… لق ديگران

ـ (پشت درهاي دستشويي مي‌نوشتند) غصه نخور اينجا هم که نشستي از خدمت مي‌گذرد.

چند مورد آخر در جزوه نبود من اضافه كردم و اگر كار شود موارد بيشتري مي‌توان پيدا كرد. به هر حال ادبيات و فرهنگ جالبي بود.

30/7/83 پنج‌شنبه

در همين سه شماره نشريه كه در ‌آمده بود ـ با همه محدوديت‌هايي كه داشتيم ـ انگار خيلي از حرفها را كه تابحال كسي جرأت نمي‌كرده بزند ما زده بوديم. اين را از آنجا فهميدم كه تاكنون چندين نفر به صورت خصوصي وقتي ما را مي‌ديدند با خوشحالي مي‌گفتند: نشريه خيلي خوب است يا فلان مطلب عالي بود. و بيشتر به مطالبي اشاره مي‌كردند كه مشكلات را مطرح كرده بود و يا انتقادي بود. حتي بعضي‌ها تشويق مي‌كردند كه بيشتر و صريحتر بنويسيم.

خودمان متوجه نبوديم اما انگار حرف دل خيلي‌ها را زده بوديم حرفهايي كه خودشان نمي‌توانستند و ياجرأت نمي‌كردند بيان كنند. هر چند ما هيچ مطلبي را با اين قصد نمي‌نوشتيم.

مثلاً همين جناب سرهنگ رضايي هر وقت مي‌رفتيم تاييد بگيريم كلي تعريف مي‌كرد و مي‌گفت: خيلي خوب است اين انتقادها بايد بشود تا اصلاح شود. شايد ما نتوانيم اين حرفها را بزنيم اما شما مي‌توانيد و داريد مي‌زنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 7:22  توسط نوری  |